اصول تربیتی کودک

روانشناسی تربیت کودک

اصول تربیتی کودک

روانشناسی تربیت کودک

اصول تربیتی کودک

با فرزندم چگونه صحبت کنم؟
آموزشهای مختلف رو چطور و از چه سنی به او بیاموزم؟
چه کنم تا اعتماد به نفس کودکم زیاد باشد؟
با لجبازی های کودکم چگونه برخورد کنم؟
چه بازی هایی برای کودکم مناسب است؟
آیا لازم است با فرزندم بازی کنم؟
چرا باید با فرزندم بازی کنم؟
آموزش روخوانی در سنین پایین خوب است یا بد؟
زبان دوم را از چه سنی آغاز کنم؟
مهد کودک،خوب یا بد؟
سن مناسب برای رفتن به مهد کودک؟
چه کنم تا فرزندم به درس علاقه مند باشد؟
با تکالیف مدرسه چه کنیم؟
آماده شدن برای ورود به دبستان چگونه؟
چه کنم فرزندم با تفکر مثبت آشنا باشد؟

و صدها سوال از این دست که نتیجه سالها بررسی،تجربه و مطالعه است و قرار است در این وبلاگ پاسخ آنها را بیابیم.

با ما همراه باشید.

شاد،پیروز و سر افراز باشید .
حسین غفوری
مدیر وبلاگ

بایگانی

ترس در کودکان

يكشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۴۴ ب.ظ

                                                                                        ترس کودک را محترم بدانید


   یکی از دلایل اصلی ترس کودک رشد قوه تخیل اوست و کاملا طبیعی است. ترسهای پیش از خواب و ترس از تاریکی معمولا از سنین4 یا 5 سالگی (سالهای پیش از دبستان)آغاز شده و تا سالهای ابتدایی دبستان همراه کودک هستند.

 

   والدین در مقابله با این ترس ها باید آرامش خود را حفظ کرده و با صبر و حوصله به کودک کمک کنند تا با این ترسها کناربیاید و درک کند که چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.

   بدترین عملی که والدین ممکن است به آن دست بزنند تمسخر کودک است به خاطر ترسش،این کار نه تنها ترس کودک را نمی کاهد بلکه اعتماد کودک را از شما به عنوان یک پناهگاه قدرتمند سلب میکند.

  

قدم اول :به ترس کودک احترام بگذارید


   بزرگترین اشتباهی که والدین مرتکب میشوند،نامحترم دانستن ترس کودک از تاریکی و مسخره کردن اوست در واقع ترس بچه ها از تاریکی،نشانه خلاقیت و هوش آنهاست.وقتی شما،او را مسخره میکنید و یا با الفاظی مانند ترسو،بی عرضه،نادان خطابش میکنید،نه تنها ترس اورا از بین نمیبرید بلکه موجب میشوید خجالت بکشد و احساس گناه کند.


قدم دوم : آرام بمانید و آرامش کنید.


   وقتی بچه ها ترسیده اند،به همدردی شما نیاز دارند.پس حتی اگر از ناراحتی فرزندتان معذب شده اید،سعی کنید با چهره و صدایی آرام  صحبت کنید.

نکته: لازم نیست همان لحظه درباره اینکه"تاریکی ترس نداره"یا "غول و روح فقط تو قصه هاست" صحبت کنید.این کار را بگذارید برای روزهای بعدو به جای آن ،از فرزندتان بخواهید که در باره ترسش و علت آن با شما به راحتی صحبت کند.


نگویید : " این پشت که غولی نیست"

قدم سوم : بازی کردن با ترس بچه ها ممنوع!

  

   شاید بردن کودک به تختخواب نرم وگرم خودتان،راحت ترین راهی باشد که به فکرتان میرسد.ولی این کار انتخاب درستی نیست.برای دادن توانایی به کودک وحشت زده تان چند دقیقه از خواب نازتان بزنید،کناراو بمانید ،دستایش را در دست بگیرید و آرامش کنید،برای آرام کردن او لازم نیست پشت پرده و زیر تخت را بگردید و بگویید"اینجا هیچ غولی نیست"این کار این پیام را به کودک میدهد:

 "غوله وجود داره،الان اینجا نیست؛پس ممکنه بابا یا مامان که رفت بیاد"

به جای این جمله بگویید: " بیا باهم نگاه کنیم،خوب این جا که فقط اسباب بازیهات هستن"


اما به عنوان پدر و مادر آیا میدانید منشاءاین ترسها کجاست؟

  

   قوه تخیل و خلاقیت کوکان در سنین 4سالگی به بعد رشد زیادی دارد،لذا هرچه را که میبینند یا میشنوند به یکدیگر تعمیم داده،باور میکنند و به عالم واقعیت می آورند.

حالا دانستید که چرا میگویند فیلمهای بزرگسالان برای کودکان خوب نیست؟

   تصور کنید دو کودک زیر را:

   کودک اول در کارتونی میبیند که سگی سفید و نسبتا بزرگ با مهربانی و به خوبی در حال بازی کردن با پسر بچه ای است و اوقات خوشی را باهم میگذرانند.

 

 حال کودک دوم در فیلمی با ژانر پلیسی میبیند که سگی بزرگ و سفید با پارسهای وحشتناک در تاریکی به دنبال کسی میدود.

   مطمئن باشید هردو کودک در بازیهایشان سگ خواهند داشت و کاملا روشن است که کودک اول سگ را یک دوست میبیند که برایش لحظات خوشی به ارمغان می آورد و کودک دوم سگ را یک حیوان وحشی که در تاریکی به سراغش خواهد آمد.


یک خاطره تجربه انگیز :

   من پسرم را از ابتدای سه سالگی به تاریکی عادت دادم به این صورت که باهم به اتاقش میرفتیم،یکی از اسباب بازیهایش را در جایی (مثلا وسط اتاق) میگذاشتیم،سپس لامپ را خاموش میکردیم و سعی میکردیم

نور چراغ قوه را روی اسباب بازی مورد نظر بیاندازیم.در مراحل بعد (زمانی که کمی به تاریکی عادت کرده بود) سعی میکردیم با دست در تاریکی اسباب بازی را پیدا کنیم.

   با این کار پسرم به تاریکی به عنوان یک امر عادی و حتی هیجان انگیز برای بازی نگاه میکرد ولی من در جایی اشتباهی کردم که باعث شد پسرم از تنها بودن در تاریکی بترسد و آن اشتباه این بود که یکبار بدون توجه به حضور پسرم در کنارم که بازی میکرد فیلمی را دیدم که درآن شخصی خودش را به شکل روح میکرد و دوستانش را می ترساند؛با اینکه در آن فیلم نشان میداد که روحی در کار نبوده و او فقط یکی از همان افراد است که اینکار را برای شوخی با دوستانش کرده،اما پسر من از آن زمان تا الان(حدود دوسال) از اینکه روحی در تاریکی و یا تنها بودنش در اتاقی دیگر حضور داشت باشد و یا به سراش بیاید هراس دارد.


   اکنون تنها راه من این است تا کم کم حمایتش کنم،ترسش را محترم بدانم،ترسش را مسخره نکنم و به تدریج  متوجه اش کنم که روحی وجود ندارد.

در حقیقت یک سهل انگاری پدر و مادر میتواند نتایج و عواقب بدی در پی داشته باشد.


شاد،پیروز و سرافراز باشید.





نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی